پنجاه ضرب المثل انگلیسی دربارۀ احمق

ساخت وبلاگ

آخرین مطالب

امکانات وب

پنجاه ضرب المثل انگلیسی دربارۀ احمق

The world is full of fools.

دنیا پر از بی عقل هاست.

Every man hath a fool in his sleeve.

احمقی در آستین هرکسی است.

Change of weather is the discourse of fools.

آنچه موضوع حرف احمق هاست

بحث تغییر وضع آب و هواست.

A wise man changes his mind, a fool never will.

عاقل نظرش عوض شود؛ لیک

احمق نظرش همان که بود است.

To promise and give nothing is comfort to a fool.

وعده های سر خرمن دادن

مایه ی دلخوشی بی عقل است.

None but fool and fiddler sing at his meat.

کسی به جز ویلن زن و یک مشنگ خرفت

سر غذای خود آواز خواندنش نگرفت.

He is a fool that forgets himself.

کسی که به یاد خودش نیست یک احمق است.

Stupid is as stupid does.

کاری که احمقی بکند احمقانه است.

Fools rush in where angels fear to tread.

جایی که فرشتگان بترسند روند

با کله هجوم می برند احمق ها.

A fool is ever laughing.

هر احمقی همواره خندان است.

A fool is pleased with his own folly.

بی عقل ز بی عقلی خود خشنود است.

Experience is the mistress of fools.

تجربه معشوقه ی بی عقل هاست.

What the fool does in the end, the wise man does at the beginning.

آنچه را بی عقل در پایان کند

آدم عاقل در آغاز آن کند.

A fool’s bolt is soon shot.

ترکش هر احمقی زود خالی می شود.

Fools and madmen speak the truth.

خنگ ها و عصبانی ها

راستش را به تو می گویند.

A fool thinks himself wise to the very last.

هر مشنگی خویشتن را حد اعلای خرد داند.

The first chapter of fools is to think themselves wise.

اولین فصل کتاب احمقان

خویشتن را باخرد دانستن است.

Fair words make fools fain.

حرف های دلپسند و دلفریب

مایه ی خرسندی بی عقل هاست.

Children and fools have merry lives.

به احمق و بچه خوب خوش می گذرد.

Children and fools speak the truth.

بچه ها و احمق ها حرف راست می گویند.

Two fools in one house are too many.

دو تا بی عقل در یک خانه خیلی است.

If folly were grief, every house would weep.

گر حماقت غصه ای بود از تمام خانه ها

دم به دم می شد صدای گریه و شیون بلند.

A fool and his money are soon parted.

احمق و پولش سریع از هم جدا خواهند شد.

Lawyers’ houses are built on the heads of fools.

خانه ی هر وکیل بر سر چند

آدم بی خرد بنا شده است.

He that knows nothing doubts nothing.

کسی که هیچ نداند به هیچ شک نکند.

He that teaches himself has a fool for his master.

هرکه آموزش به خود می داده است

گیر استاد خری افتاده است.

Fools tie knots and wise men loose them.

گره را تهی مغزها می زنند و

خردمندها می گشایند آن را.

He that will too soon be his own master, will have a fool for his scholar.

او که خیلی زود استاد خود است

دارد او شاگرد خنگی زیر دست.

Folly is wise in her own eyes.

حماقت به چشم خودش عاقل است.

God sends fortune to fools.

خدا شانسو برای کله پوکا می فرسته.

The less wit a man has, the less he knows that he wants it.

آدمی هرقدر عقلش کم تر است

کم تر آگاه است لازم داردش.

A barber learns to shave by shaving fools.

سر تراشیدن را سلمانی یاد گرفت

با تراشیدن موی سر یک مشت خرفت.

He is not the fool that the fool is, but he that with the fool deals.

هالو نبُود آن که خودش یک هالوست

هالو بُود آن که سروکارش با اوست.

Lend and lose; so play fools.

قرض ده تا که ببازی؛ روش بازی خل ها این است.

An old fool is the worst of fools.

یک پیر خرفت بدترین نوع خرفت است.

He is a fool who makes his doctor his heir.

آن کسی که دکترش را وارثش

می کند یک کله پوک احمق است. (لاتین)

Wise men learn by other men’s mistakes; fools, by their own.

عاقلان از اشتباه دیگران و

احمقان از مال خود عبرت بگیرند. (لاتین)

It is a silly goose that comes to the fox’s sermon.

غازی که پای منبر روباه آمده

یک غاز احمق است که مغزش کپک زده.

Wise men silent, fools talk.

عاقلان سکوت، احمقان سخن.

Wise men have their mouths in their hearts, fools their hearts in their mouths.

دهان خردمند توی دل اوست

دل مرد بی عقل توی دهان است.

The fool is busy in everyone’s business but his own.

سر احمق به کار هرکسی، غیر از خودش گرم است.

An ignorant thinks all things wrong which he cannot understand.

جاهل اندیشد که هر چیزی که او

عاجز از فهمیدنش باشد خطاست.

Fortune favours fools.

بخت همواره یار احمق هاست. (لاتین)

A fool is fulsome.

بی خرد حال به هم زن باشد.

There is more hope of a fool than of him that is wise in his own eyes.

به یک احمق امّید بیش است تا

کسی که به چشم خودش عاقل است.

He is not wise that is not wise for himself.

آن که عقلش نشود چاره ی درد خود او عاقل نیست. (لاتین)

He that hath the world at will, seems wise.

عاقل به نظر می رسد آن کس که جهان

بر وفق مراد او بود در گذران.

The folly of one man is the fortune of another.

حماقت یک نفر بخت یکی دیگر است.

He is not a wise man who cannot play the fool on occasion.

عاقل آن نیست که در وقت لزوم

نتواند خل و احمق بشود.

If wise men play the fool, they do it with a vengeance.

وقتی که شوند احمق مردان خردمند

دستان هر احمق را از پشت ببندند.

برگرفته از کتاب:

فرهنگ کوچک ضرب المثل های انگلیسی

گردآورنده و مترجم: مهدی احمدی

پنجاه ضرب المثل ایرانی,...
نویسنده : بازدید : 5 تاريخ : يکشنبه 16 آبان 1395 ساعت: 21:01