beytolqazal

تعرفه تبلیغات در سایت

چرا به شعر دل می بازد؟

چون شاعر خوب دلبری می سازد

یک شعر قشنگ دختر روسپی ای است

مست است و به عشاق خودش می نازد

 

شاعر ز چه رو به شعر خود می نازد؟

زیرا که خودش نخست دل می بازد

یک شاعر خوب مثل تندیسگری است

کو روسپیان ابدی می سازد

نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : سه شنبه 22 اسفند 1396 ساعت: 12:05
برچسب‌ها :
ﻟﻳﺱَ فِی سِوَی الله آی آی، امان امان، اِهِه، وا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ای، نگاهبه به، بببه به، منو دریابید، آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آه!استخر زنونه جلوۀ رحمت اوستلا حول و لا قوة الا بالله القنطرةُ الحقیقة یعنی پستونرحمانو ببین، چه استوایی، ای جونتأویل تو شرت لامبادا باداای آیۀ بی تربیت کن فیکون من عارف بانوان بی ت
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : سه شنبه 22 اسفند 1396 ساعت: 12:05
برچسب‌ها :
این حجاب اصیل اختراع قبایل سامی   چه فشاری به این زن آورده که تنش را چنین پرس کرده   هیکلی دلفریب را اسلام در دماغی خلاصه کرد و تمام
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : سه شنبه 15 اسفند 1396 ساعت: 4:04
برچسب‌ها :

آهای خدا، دِ جان بکن لامصب

ایران شده یک کپۀ عن لامصب

بی آف تو آفریدی این کشور را

آن دکمۀ آف را بزن لامصب

نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : سه شنبه 15 اسفند 1396 ساعت: 4:04
برچسب‌ها :

مردی که صدای قلب خود را

تقدیر ترانه ای برایش ننواخت

مردی که نرقصید به ساز دل خود

جانانه ترین تانگوی دنیا را باخت

نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : سه شنبه 15 اسفند 1396 ساعت: 4:04
برچسب‌ها :
بیست رباعی از مهدی احمدی     در پنجۀ من توپ تو وا خواهد رفت وقتی بزنم زمین، هوا خواهد رفت از دامن زن مرد به معراج رود از سوتینش ببین کجا خواهد رفت         در شرق نبوغ مردمان موروثی است این خلسۀ عرفانی چینی - روسی است در ذات خودش دانش غربی کشک است چون شصت و سه گیگ سوپرم ویروسی است         از منظر مردگان قدوسی ما انگار که زندگی گناه است؛ چرا؟ یک آدم مرده صد شتر می ارزد یک زنده به یک شپش نمی ارزد؛ وا!         هی داد زدیم مرگ بر آمریکا آه دل ما گرفت در آمریکا دیشب خبر بیست و سی را دیدی؟ ویران شده است سر به سر آمریکا         چشمان تو می کارد و می پروردم در باغچه اش به بار می آوردم یک روز دلم به باغ
نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 6:45
برچسب‌ها : بیست,رباعی,مهدی,احمدی,
بازی عشق عینهو کشتی است   قد مشت منی و مال منی خاصه وقتی بدون سوتینی گرچه جنس لطیف و ریقویی تو حریف نبرد تن به تنی سوسک را دیدی و نترسیدی؟ تو عزیزم، نه زن، که شیرزنی ولی این عشق عینهو کشتی است بدنی در نبرد با بدنی کشتی نابرابری بینِ ماده گنجشک و نره کرگدنی تو قدم بر تشک که بگذاری گور خود را به دست خود بکنی باخت را داده، گریه را کرده سوسک را دیده، جیغ را بزنی! + نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 19:35  توسط مهدی احمدی  | 
نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 6:45
برچسب‌ها : بازی,عشق,عینهو,کشتی,است,
آینه   مرداب دلم در خود و با خود پوسید تا این که شبی ماه لبم را بوسید آن لحظه که عکس ماه در من افتاد توفان شد و مرداب من اقیانوسید   از لذت بی خودی که آگاه شدم با نعرۀ گردباد همراه شدم تن را که به بوسه های باران شستم من آینۀ الهۀ ماه شدم   حالا تن من کاخ پری ها شده است هر قطرۀ من محو تماشا شده است من آینه ام، بی خود و بی رنگ و نشان این آینه با عکس تو زیبا شده است + نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 19:36  توسط مهدی احمدی  | 
نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 6:45
برچسب‌ها : آینه,
العلماء ورثه الانبیاء   با مردی اگر زنی یه جا تنها شه فرمان خدا اینه که فوراً پا شه اما طرف آخوند که باشه، حکمش باید وسط سورۀ یوسف باشه   فرمان خداونده و باید که شنید اللهُ علیمٌ و مِن الـ... می فهمید؟ قطعاً علما وارث پیغمبرهان تا کور شود هر آن که نتواند دید + نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 19:37  توسط مهدی احمدی  | 
نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 6:45
برچسب‌ها : العلماء,ورثه,الانبیاء,
راه   هر مرد که دل به سحر این راه سپرد رفت و نرسید و لای مه گم شد و مرد هر جا که مسافری است، راهی هم هست راهی که تو را به مقصدی خواهد برد   پیش از تو چه بسیار به راهی رفتند با نقشۀ گنگ و اشتباهی رفتند رفتند که لای مه فقط گم بشوند رفتند، ولی به سوی چاهی رفتند   بی توشه و بی همسفر و بی همدرد باید بروی چو لاک پشتی ولگرد کافی است که یک بار بیفتی به زمین هرکس برسد تو را لگد خواهد کرد + نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 19:38  توسط مهدی احمدی  | 
نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 6:45
برچسب‌ها : راه,