
در ادامه، هر آنچه باید درباره «چو خواهرت بنشیند کنار من، دلکم» بدانید به همراه مهمترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. چو خواهرت بنشیند کنار من، دلکمطبیعی است هوای کمی گناه کند تو هیچ فکر نکردی رفیق ابله منچقدر گربۀ بدبخت آه و واه کند اگر بنا بشود که برای یک ساعتکنار دنبه نشسته، فقط نگاه کنداین مطلب به بررسی جزئیات و اطلاعات منتشر شده دربا...
ادامه مطلب
هست نوزاد خفته در بستر قدردان محبت مادر به تو روزانه می دهد پاداش نیم کیلو عن و دو لیوان شاش...
ادامه مطلب
گوز عاقل به در آید از کون گوز بی عقل ولی از دهن است گوز دادن وسط مهمانی بهتر از حرف چرندی زدن است...
ادامه مطلب
او که در خانۀ خالی با یاربود و پرسید که مولانا کیستبنده با قطع و یقین می گویمتوی شرتش خبری نیست که نیست...
ادامه مطلب
در تمام حیات یک خانملحظه های سکوت کمیاب استزن من هیچ وقت ساکت نیستبه جز آن موقعی که در خواب است...
ادامه مطلب
این ما در آن آن ها می رود از همان جا کامد آن جا می رود...
ادامه مطلب
چشم های دخترک چشم های دخترک دو شاعرند خالق تمامی ترانه های عاشقانۀ معاصرند چشم های دخترک فرشته اند این فرشته های وحی تخم خویش را در میان واژه واژۀ تمام حرف های شاعرانه کشته اند نقش خویش را در میان سطرسطر دل نوشته ها با قلم پَر امید با دوات سرخ دل نوشته اند تاروپود فرش دستباف عمر را با نخ طلایی حریر لحظه های ناب ...
ادامه مطلب
در شرق نبوغ مردمان موروثی است این خلسۀ عرفانی چینی ـ روسی است در ذات خودش دانش غربی کشک است چون شصت و سه گیگ سوپرم ویروسی است...
ادامه مطلب
چشم برزخی اون کسی که اون بالا روی تخت می شینه چشم برزخی داره ما رو گاو می بینه آی گله ی گاوا اونم عینهو خود ماست ویسکی نمی شاشه بستنی نمی رینه پاشو و هوار بزن مغزشو شیار بزن جسم ناقصی داره گوش هاش سنگینه...
ادامه مطلب
عاشقيت در كنار ببرها می دانی ليلا عشق... قدمتش لابد به غارها می رسد بايد كنار آتش می خوابيديم تا ببرها ما را نخورند من آن شب چرا آن همه چوب جمع كرده بودم؟ چرا ديگر از ببرها نمی ترسيدم؟ هنوز حرف زدن بلد نبوديم داشتيم گريه می كرديم و نمی دانستيم چرا من... ليلا را كه به ماموت سواری ببرم... می فهمد دوستش دارم؟...
ادامه مطلب