beytolqazal

متن مرتبط با «چشم برزخی چگونه باز می شود» در سایت beytolqazal نوشته شده است

راه قدس از روی ما رد می شود

  • نیلوبلاگ

    راه قدس از روی ما رد می شوددردم از پول است و درمان نیز همدل فدای او شد و جان نیز همزیر دست شیخ های خرفلاناین ما جر خورده و آن نیز همشیخ مادرفاکرالدین می کنداسهل الاسلام حیوان نیز همکون ملا از دل م...

    ادامه مطلب
  • کبوتر با کبوتر، باز با باز

  • نیلوبلاگ

    کبوتر, با کبوتر,، باز با بازپسر هم با یک آقای پسربازهواپیمای اسلام اِیر تا هستکند همجنس با همجنس پرواز...

    ادامه مطلب
  • شعر خرس و صیادان، سرودۀ ایرج میرزا

  • نیلوبلاگ

    خرس و صیادانیکی خرس بوده ست در جنگلیدرنده هیونی، قوی هیکلیدو صیاد استاد چالاک و چستیکی آلفرد نام و دیگر اُگُستنمودند بر یک رباطی ورودکه بر جنگل خرس نزدیک بودسخن آمد از خرس اندر میانبر ایشان نمودند تع...

    ادامه مطلب
  • بخشی از عارف نامه، سرودۀ ایرج میرزا

  • نیلوبلاگ

    مثنوی عارف نامه معروف ترین شعر ایرج میرزا  نیلوبلاگست. بهترین بخش این شعر که نقد کوبنده ای بر حجاب اسلامی و ناآگاهی زنان جامعۀ ایرانی است را برای کتاب ضرب المثل ها و حکمت های طنز فارسی تایپ کرده بودم که در این ...

    ادامه مطلب
  • تو می تونی شبو پیشم بمونی

  • نیلوبلاگ

    تو می تونی شبو پیشم بمونی  نیلوبلاگکه از هر حمله ای این جا مصونیتو جای خواهرم هستی عزیزمبه چشم خواهری، ای ول چه کونی!...

    ادامه مطلب
  • زبان بازی و با اشعار سبک سکه ـ ساندیسی

  • نیلوبلاگ

    زبان بازی و با اشعار سبک سکه ـ ساندیسیچه عالی می توانی مدح های خیس بنویسیزبانت کارکردی ویژه دارد، آورین شاعربلیس آن جای آقا را که داری خوب می لیسی...

    ادامه مطلب
  • میهن ما خرابه ای شد و شیخ

  • نیلوبلاگ

    میهن ما خرابه ای شد و شیخهمچنان در غم خرابۀ شامکار بیهوده: حفظ یوزپلنگاوجب الواجبات: حفظ نظام...

    ادامه مطلب
  • یارو سگ ارباب ولادیمیر است

  • نیلوبلاگ

    یارو سگ ارباب ولادیمیر استاما به شما که می رسد یک شیر استای گربه صفت ها، همۀ این قصهتقصیر شماست، شیخ بی تقصیر است...

    ادامه مطلب
  • وقتی سؤال می کنم آیا کدام بود

  • نیلوبلاگ

    وقتی سؤال می کنم آیا کدام بودشیرین ترینِ خاطره های ویاگرازیباترین جواب سمیرا سکوت اوسترسواترین جواب ندا: هیش، بی حیاپرپرترین جواب پری: او و وخ، دیگه نهجیگرترین جواب تو: امشب بخور دو تا...

    ادامه مطلب
  • هر واژه که شیخ شهر می فرماید

  • نیلوبلاگ

    هر واژه که شیخ شهر می فرمایدگندی به هوای شهر می افزایدمدفوع کسی چو عزم معراج کنداز راه دهان او برون می آید...

    ادامه مطلب
  • این ما در آن آن ها می رود

  • نیلوبلاگ

    این ما در آن آن ها می رود از همان جا کامد آن جا می رود...

    ادامه مطلب
  • یک دخترک از می زیبایی مست

  • نیلوبلاگ

    یک دخترک از می زیبایی مست یک گل پسر از می شیدایی مست یک خواستۀ از عرق شرم خمار یک نغمۀ از جام هم آوایی مست...

    ادامه مطلب
  • از باغ بلوغ هرکه گل می چیند

  • نیلوبلاگ

    از باغ بلوغ هرکه گل می چیند آن روی سگ نکیر را می بیند جوری به جنازه لطف دارد که طرف تا روز جزا در کفنش می ریند...

    ادامه مطلب
  • چشم های دخترک

  • نیلوبلاگ

    چشم های دخترک چشم های دخترک دو شاعرند خالق تمامی ترانه های عاشقانۀ معاصرند چشم های دخترک فرشته اند این فرشته های وحی تخم خویش را در میان واژه واژۀ تمام حرف های شاعرانه کشته اند نقش خویش را در میان سطرسطر دل نوشته ها با قلم پَر امید با دوات سرخ دل نوشته اند تاروپود فرش دستباف عمر را با نخ طلایی حریر لحظه های ناب ...

    ادامه مطلب
  • دکتربازی

  • نیلوبلاگ

    دکتربازی من راضی ام و مریض من هم راضی است لجبازی او همیشه ظاهرسازی است این راز من و دختر همسایۀ ماست: هر روز غروب وقت دکتربازی است این دخترک از قرص تنفر دارد یک باسن از سرنگ دلخور دارد با این همه او به عشق دکتربازی هر روز غروب وقت دکتر دارد...

    ادامه مطلب
  • خواننده چرا به شعر دل می بازد؟

  • نیلوبلاگ

    خواننده چرا به شعر دل می بازد؟چون شاعر خوب دلبری می سازدیک شعر قشنگ دختر روسپی ای استمست است و به عشاق خودش می نازد شاعر ز چه رو به شعر خود می نازد؟زیرا که خودش نخست دل می بازدیک شاعر خوب مثل تندیسگری استکو روسپیان ابدی می سازدLet's block ads! بخوانید...

    ادامه مطلب
  • این حجاب اصیل اسلامی

  • نیلوبلاگ

    این حجاب اصیل اسلامی اختراع قبایل سامی چه فشاری به این زن آورده که تنش را چنین پرس کرده هیکلی دلفریب را اسلام در دماغی خلاصه کرد و تمام...

    ادامه مطلب
  • بازی عشق عینهو کشتی است

  • نیلوبلاگ

    بازی عشق عینهو کشتی است قد مشت منی و مال منی خاصه وقتی بدون سوتینی گرچه جنس لطیف و ریقویی تو حریف نبرد تن به تنی سوسک را دیدی و نترسیدی؟ تو عزیزم، نه زن، که شیرزنی ولی این عشق عینهو کشتی است بدنی در نبرد با بدنی کشتی نابرابری بینِ ماده گنجشک و نره کرگدنی تو قدم بر تشک که بگذاری گور خود را به دست خود بکنی باخت را داده، گریه را کرده سوسک را دیده، جیغ را بزنی! +نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت19:35 توسطمهدی احمدی | ...

    ادامه مطلب
  • بزک بمیر

  • نیلوبلاگ

    بزک بمیر آنگاه که جام شوکرانش را خورد با یک دل آرام مرخص شد و مرد من، بچۀ شش ساله، چه می دانستم با خویش بهار را به دوزخ می برد با پند بزک نمیر خامم کردند با وسوسۀ علف لگامم کردند هر بار که شیهه ای کشیدم از خشم با بوسۀ تازیانه رامم کردند آن درس که انقلابتان آموزاند دیدی چه قشنگ مغز ما را گوزاند رفتن به سراب داغ جن های حجاز سودای شما بود که ما را سوزاند درسی که بزک لحظۀ مرگش آموخت این بود: بهار با علف هایش سوخت آن گرگ که عمری به بزک خواب فروخت در باغچۀ بهار آتش افروخت +نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت19:39 توسطمهدی احمدی | ...

    ادامه مطلب
  • باز هم رنگ سیاه

  • نیلوبلاگ

    باز هم رنگ سیاهباز هم نوحه، عزاای فلان بن فلان، باز که کشتند تو را! ...

    ادامه مطلب