خرید بک لینک

عضو غریبه

یک عضو غریبه در تن خود دارم

او را باید به حال خود بگذارم

گهگاه که من خفته ام او بیدار است

گاهی هم او خفته و من بیدارم

انگار که یک هوش مجزا دارد

فرمان مرا به هیچ می انگارد

از پیش سرافراز به پیروزی خویش

هر بار مرا به جنگ وامی دارد

برچسب: نویسنده: متین نوری تاريخ: سه شنبه 1 آبان 1397 ساعت: 5:03

صفحه بندی