هفت رباعی طنز 3
ای دوست، به کونت که دلم را برده
در شهر کسی نیست که دل نسپرده
تو یوسف ثانی ای، ولی با یک فرق:
شلوار تو از پشت سرت جر خورده
□ □ □
آن کار که در زیر پتو باید کرد
با دوست خوشگل و هلو باید کرد
...یری که برای دوست برخاسته است
تا دسته نثار کون او باید کرد
□ □ □
آن ماه که این گنبد مینا دارد
این ماه که زیر شرت تینا دارد
آن ماه هلال می شود، اما این
هر شب طلع البدر علینا دارد
□ □ □
گر دلبرکت وحشی و آشوبگر است
قانون کمربند فقط کارگر است
هر دلبرک فتنه گری بعدِ کتک
از حضرت عمار هم عمارتر است
□ □ □
مثل همۀ دخترکان میهن
این دلبر باحال، ولی بی مخ من
افسوس که تنها دو هنر دارد و بس
آدامس جویدن و زر مفت زدن
□ □ □
ترویج حجاب با ون و گشت و اسید
تبلیغ عزا با روش شمر و یزید
چنگال معمم خدا: حاج آقا
قرآن دوپای عصر ما: حاج سعید
□ □ □
اسمت چه ندا باشه، چه شیدا باشه
زشته قدوبالای تو پیدا باشه
اسم تو فقط عورته، یعنی اون جا
خیلی بده عورتی هویدا باشه
برچسب:
نویسنده: متین نوری