beytolqazal

متن مرتبط با «رباعی» در سایت beytolqazal نوشته شده است

ماجرای هفت رباعی طنز 4

  • نیلوبلاگ

    در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «هفت رباعی طنز 4» را مرور می‌کنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. هفت رباعی طنز 4 آن لحظه که زن کون تو را می گایدنیروی زن از زبان او می آیداین تکۀ گوشت ساعتی تقریباًشصت و سه هزار جمله را می زاید □ □ □ آن زن که نظر در آینه بیش کندهی در رخ خویش عیب تفتیش کندآن...

    ادامه مطلب
  • هفت رباعی طنز 3

  • نیلوبلاگ

    هفت رباعی طنز 3ای دوست، به کونت که دلم را بردهدر شهر کسی نیست که دل نسپردهتو یوسف ثانی ای، ولی با یک فرق:شلوار تو از پشت سرت جر خورده □ □ □آن کار که در زیر پتو باید کردبا دوست خوشگل و هلو باید کرد...یری که برای دوست برخاسته استتا دسته نثار کون او باید کرد □ □ □آن ماه که این گنبد مینا دارداین ماه که زیر شرت تینا داردآن ماه هلال می شود، اما اینهر شب طلع البدر علینا دارد □ □ □گر دلبرکت وحشی و آشوبگر استقانون کمربند فقط کارگر استهر دلبرک فتنه گری بعدِ کتکاز حضرت عمار هم عمارتر است □ □ □مثل همۀ دخترکان میهناین دلبر باحال، ولی بی مخ منافسوس که تنها دو هنر دارد و بسآدامس جویدن و ز...

    ادامه مطلب
  • 33 رباعی

  • نیلوبلاگ

    33 رباعی  نیلوبلاگتوی دل من گمان کنم جنگ شدهآوای تپیدنش بدآهنگ شدهمن مانده ام این باز چه مرگش شده استشاید دل من برای تو تنگ شدهبا جان خمار باده را می سازندبا پای پیاده جاده را می سازنددر لحظۀ دست و پا زدن د...

    ادامه مطلب
  • بیست رباعی از مهدی احمدی

  • نیلوبلاگ

    بیست رباعی از مهدی احمدی در پنجۀ من توپ تو وا خواهد رفت وقتی بزنم زمین، هوا خواهد رفت از دامن زن مرد به معراج رود از سوتینش ببین کجا خواهد رفت در شرق نبوغ مردمان موروثی است این خلسۀ عرفانی چینی - روسی است در ذات خودش دانش غربی کشک است چون شصت و سه گیگ سوپرم ویروسی است از منظر مردگان قدوسی ما انگار که زندگی گناه است؛ چرا؟ یک آدم مرده صد شتر می ارزد یک زنده به یک شپش نمی ارزد؛ وا! هی داد زدیم مرگ بر آمریکا آه دل ما گرفت در آمریکا دیشب خبر بیست و سی را دیدی؟ ویران شده است سر به سر آمریکا چشمان تو می کارد و می پروردم در باغچه اش به بار می آوردم یک روز دلم به باغ...

    ادامه مطلب
  • پانزده رباعی از مهدی احمدی

  • نیلوبلاگ

    پانزده رباعی از مهدی احمدی لب تشنۀ آن لحظۀ قبل از خوابم آن دم که تو را کنار خود می یابم شاداب ترین یاس زمین خواب من است کز بوسۀ شب بخیر تو سیرابم آن لحظه که مرد محو اندام زن است کوه اورست شکل یک سوتین است بر شاخۀ هر درخت یک کرگدن است صحرای حجاز هم پر از پنگوئن است مجنون جنون گاوی واگیرند یابو متولد شده، خر می میرند سال دو هزار و شانزده رفت و هنوز در قرن ششم با خودشان درگیرند کردیم من و برادر عماری دربارۀ روح صحبت پرباری پرسید که تی شرت چرا پوشیدی؟ گفتم تو به روح اعتقادی داری؟ آن زن که نظر در آینه بیش کند هی فحش نثار خالق خویش کند آن قدر به خود خیره شود تا نا...

    ادامه مطلب