خواهرزن

ساخت وبلاگ

آخرین مطالب

امکانات وب

خواهرزن

 

آن گناهی که به من واجب بود

فتح خواهرزن این جانب بود

 

بی شرف نیم وجب بود، ولی

سطح رشدش چقدَر جالب بود

 

عصر آن روز که تنها بودیم

و زنم ـ شکر خدا ـ غایب بود

 

خودش انگار تنش می خارید

و به یک کار بدی راغب بود

 

گفتم این را نخورم مدیونم

بدرقم شهوت من غالب بود

 

دشت اول دو سه تا بوس گرفت

سرشب کل مرا کاسب بود

 

سنگک روغنی زیر کباب

لقمۀ کوچک بی صاحب بود

...
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : سه شنبه 1 آبان 1397 ساعت: 5:03