بزک بمیر

تعرفه تبلیغات در سایت

بزک بمیر

 

آنگاه که جام شوکرانش را خورد

با یک دل آرام مرخص شد و مرد

من، بچۀ شش ساله، چه می دانستم

با خویش بهار را به دوزخ می برد

 

با پند بزک نمیر خامم کردند

با وسوسۀ علف لگامم کردند

هر بار که شیهه ای کشیدم از خشم

با بوسۀ تازیانه رامم کردند

 

آن درس که انقلابتان آموزاند

دیدی چه قشنگ مغز ما را گوزاند

رفتن به سراب داغ جن های حجاز

سودای شما بود که ما را سوزاند

 

درسی که بزک لحظۀ مرگش آموخت

این بود: بهار با علف هایش سوخت

آن گرگ که عمری به بزک خواب فروخت

در باغچۀ بهار آتش افروخت

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 19:39  توسط مهدی احمدی  | 
نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 6:45
برچسب‌ها : بزک,بمیر,